Loading...

کور شدم، کور شدم، فریادی است وحشت آور در دنیایی که همه ادعای بینایی می کنند، در حالی که همواره کورترین آدمها آنهایی بودند که نمی خواستند ببینند نه انهایی که به واقع نمی دیدند.

این کوری سفید همه را به کام خود می کشد و در یک آن شعور و شرافت را از مردم می ستاند. دیگر نه تمدنی می ماند و نه انسانیتی. تکنولوژی دیگر به کار نخواهد آمد و هول و هراس قلب هر انسانی را چون چشمانش کور می کند.

انتظار معجزه از آسمان در سیمای هر کسی مشهود است، اما آیا معجزه می تواند درمانگر این همه بی خردی باشد؟

نویسنده ژوزه ساراماگو
مترجم مینا الوان پور
قطع رقعی
نوع جلد شومیز
تعداد صفحه 345
سال انتشار 1397
نوبت چاپ اول
ناشر آرمانی ها
موضوع داستان پرتقالی
نظرات
    ارسال نظر
    برگشت به بالا